غیر از تو هرچه هست ... فراموش می کنم ... !!!

من ...

روز خویش را ...

با آفتاب   روی تو ...

کز مشرق  خیال دمیده است ،

آغاز می کنم !!

من ...

با تو می نویسم و می خوانم ؛

من ...

با تو راه می روم و حرف می زنم ؛

وز شوق  این محال

که دستم به دست توست ،

من

جای راه رفتن ...

پرواز می کنم !!

آن لحظه ها که مات ...

در انزوای خویش

یا در میان جمع ،

خاموش می نشینم ؛

موسیقی نگاه   تو را گوش می کنم !

گاهی میان مردم . . .

در ازدحام شهر ...

غیر از تو هرچه هست ...

فراموش می کنم ... !!!

 

/ 3 نظر / 11 بازدید
من ایرانیم

گاهی میان مردم . . . در ازدحام شهر ... غیر از تو هرچه هست ... فراموش می کنم ... !!! بی نظیره این نوشته چند بار خوندمش [گل]

محمدی

ایستادگی کن ، ایستادگی کن ؛ و ایستادگی کن … و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها ، جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را فقط به نمایش می گذارد ندارند. و خدای بزرگ ما را ایستاده آفریده، تا ایستادگی را از یاد نبریم …

محمدی

سلام اینم تقدیم به شما: آن روز که بر حادثه لبخند زدیم سر به چوبه ی دار تو پیوند زدیم ما کوله به قصد قاف عشقت بستیم پرچم به سر کوه دماوند زدیم