چشم هایت…

چشم هایت…

بی رحمانه از من عبور می کند و هیچ نمی داند،

در پس هجوم وحشیانه اش،چه خرابه ای جا مانده است

تمام نگاه های تو،

روحم را گمراه می کند،

لرزه به اندامم می اندازد،

از هر چه هست دورم می کند

نابودم می کند!

و تو نمی دانی…

تا یادم هست گناهکارم

واین تکرار می شود…

تو پلی شده ای،که خودت نمی دانی

سال ها هست،که از پانزده سالگی ام می گذرد

از زمانی که گناهان من،به چشم خالق تو می آید

و من هنوز،

از چشم های تو نهراسیده ام…

و تو هنوز هم نمی دانی.

پلی به سوی جهنم زده ام،

چه آسان کرده ای مسیر را

از روی چشمهایت عبور می کنم

شتابان می روم…

و این را دوست دارم.

ولی کاش می دانستی…

حتما خدا مرا می بخشد،او تنها خالق پل نیست!

او مراهم،

عابر آفریده است…

/ 6 نظر / 6 بازدید
مهران

[گل]سلام لینکیدمت .بلینکم[golvajeha.lox--blog.com]

شوهرجان

بسیار زیبا بود... روحیه ام تازه شد. مرسی. فقط یک سوال: آنجا که در مصراع 12 می فرمایید "تو پلی شده ای که خودت نمی دانی" ایهام دارد . تپل یا تو پل ؟! شوخی کردم کاش space بیشتری می زدی این نستعلیق را... --- گفت چشم می گذارم ، قایم شو. قایم شدم و یادش رفت دنبالم بگردد! دوست من سلام. دوباره جان گرفتم و نوشتم . بیا و به من سری بزن ، نظراتت برام مهمه. می خواهمت ، می خواهی ام ، نمیرسیم به هم ! پس قدرتی فراتر از خواستن ِ ما در جهان وجود دارد بنگر که چگونه وجود خدا را ثابت کرده ایم … این یک دعوتنامه عمومی می باشد. لطفا لبخند بزنید.

امیر و فرزانه

בلــــــَــــــم تــَــــטּـــگـ اَســــــت..... پـــــَـــرواز مــــے خـــــــــواهــَــــم.... تـــــا کـُــــجـــــایُــش را טּمـے בانـــــَـــم!؟ اَز زَمــــــیـ טּ بیزارَم... __________________

تنهای از یاد رفته

سلام آبجی جونم خوبی؟؟؟؟؟ ببخش آدرس نذاشته بودم شرمنده آبجی منو با نام دیدار آخر لینک کن اسمم هم تنهای از یاد رفته همون عادل هست مرسی ازت

تنهای از یاد رفته

من هــم گـــاهی آغــوش میخواهـــم دل کـه ایـــن چــیزهــا حــالیــش نیست نــبودنت نــداشتنت دلـــم آغوشت را میخواهـــد بــرای هــمیشـــه ...

دوست بزرگوار.... رسما"از شما دعوت می شود تا در "جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی"شرکت فرمائید. مایه مسرت ما خواهد بود اگر به عنوان همکار افتخاری در اجرای اين جشنواره مارا ياري فرمائيد.