برای تو

 

 

برای تو نان می‌خرم

برایتوچای می‌ریزم، آب می‌آورم

جهان را هم‌وار می‌کنم وُ

دنیا را

به عطری که دوست داری

می   ‌پیچم

تو

تو اما، هیچ کاری نکن، هیچ نکن

فقط،

عاشق شو

 

عاشقْ عزیز

 

افشین صالحی

/ 6 نظر / 13 بازدید
من ایرانیم

همین جا درون شعرهایم بمان تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد… به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛ من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها… شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان.. تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم……

من ایرانیم

دیروز را در آرزوی پیدا کردنت امروز را در این اندیشه که چگونه تو را قسمت کنم با او که خانه ای از جنس دل برایش ساخته ای ! و فردا را در این وحشت که باید تو را در قالب هدیه ای زندگی بخش به دست تقدیر بسپارم می گذرانم . . . چه کسی خواهد دانست که عمق این درد در وجودم تا کجاست ؟ وچه کسی با من اشک خواهد ریخت ؟ برای عشقی که دیر رسید و زود رهسپار خواهد شد ! باز من می مانم و حسرت داشتن تو . . . . . . !

محمد

كاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم كرد كاش می شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهیم كرد

تارا

سلام دوست عزیز با "تخفیف های ویژه پاییز هتل ها" بروزم

شبنمکده

درود سعی خودم رو می کنم

من ایرانیم

آمدنت را سهم کدام جاده کرده ای که رو به هر راهی می نشینم خبری از تو ندارم ...