فسانه ی شهر

صبا به لرزش تن ، سیم تار را مانی

به بوی نافه ، سر زلف یار را مانی

به گوش یار رسان شرح بی قراری دل

به زلف او که دل بی قرار را مانی

در انتظار سحر چون من ، ای فلک ، همه چشم

بمان که مردم چشم انتظار را مانی

سری به سخره ی زانوی غم بزن ای اشک

که در سکوت شبم آبشار را مانی

به پای شمع مه از اشک اختران ای چرخ

کنار عاشق شب زنده دار را مانی

ز سیل اشک من ای خواب من ندیده هنوز

چه بستری تو که دریا کنار را مانی

گذشتی ای مه ناسازگار زودگذر

که روزهای خوش روزگار را مانی

مناز این همه ای مدعی به صحبت یار

که پیش آن گل نورسته خار را مانی

امان نمی دهی ای سوز غم به ساز دلم

بیا که گریه ی بی اختیار را مانی

غزال من ، تو به افسون فسانه در همه شهر

ترانه ی غزل شهریار را مانی

نوید نامه ات ای سرو سایه پرور من

بگو بیا که نسیم بهار را مانی

/ 4 نظر / 6 بازدید
حقدوست

[گل][ناراحت][ناراحت][گل][ناراحت][ناراحت][گل] [گل][لبخند] سلام دوست ارجمند [لبخند][گل] [گل][ناراحت][ناراحت][گل][ناراحت][ناراحت][گل] السَّلام عَلَیْکَ یَاأباعَبْدِاللهِ الحُسَیْن ایام شهادت جانگداز امام حسین(ع) و فرزندان و اصحاب باوفایش بر شما تسلیت باد. [ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت] ********* [گل] دشمنان امام حسین(ع) چگونه مردند و چه بر سرشان آمد؟(ازکتابهای اهل سنت)[گل] ********* [گل] 172 نکته آماری و خواندنی ارزشمند از واقعه کربلا(مطالبی که شاید تاکنون نخوانده‌‌اید)[گل] ********* [ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت] ********* [گل][گل]احادیث عاشورایی نابی هم در احادیث هفته 204 برای شما عزیز آماده شده است. ********* [گل][ناراحت][ناراحت][گل][ناراحت][ناراحت][گل] البته اینها بخشی از مطالبی است که در صفحه اول وبلاگ «برای همه مفیده» خواهید خواند. منتظر حضور گرم و صمیمی شما عزیز با نظرات ارزشمندتان هستم. http://bia2mofid.persianblog.ir [گل][ناراحت][ناراحت][گل][ناراحت][ناراحت][گل]

اسدی

[ماچ][گل]سلام فرشته جان... شعر رویای قشنگ آب واقعن احساس برانگیزه...ممنون... خواستی به منم سر بزن... شعر :آمدند مرثیه ات را بسرایند نشد... نظر بده خانومی...

اسدی

چه می شد ای خدا مشکم مرا حاجت روا می کرد به حق هر دو دستانم همه دردم دوا می کرد به یاد اصغر نالان که عطشان و پریشان است کمی از آبِ باقی را برای او سوا می کرد خدایا عاقبت دیدی شدم شرمنده ی اصغر چه می شد این فراتِ غم مرا در خود فنا می کرد ز روی کودکان او خجالت می کشم یا ربّ چه می شد ناله ی زینب دلِ من را رها می کرد کنار علقمه آید نوای شیون و زاری شنیدم مادرم زهرا مرا هر دم صدا می کرد توانِ دیدنِ رویِ رقیه کرده مجنونم چه می شد دشمنم اکنون سر من را جدا می کرد به ذکرِ نام مولایم خیالم طفل شش ماهه دلم هر لحظه با شورِ دل زینب صفا می کرد نوای یاری عشقم حسین تشنه ی زهرا قسم بر هر دو چشمانم ز دل صد عقده وا می کرد[گل]

ماشا

سلام دوست من. با ((تنهایی تشنگی)) به روزم. به دیدارم بیا و نظرت را بنویس. منتظرت هستم.