اصرار

خسته
شکسته و دل بسته
من هستم
من هستم
من هستم
از این فریاد تا آن فریاد
سکوتی نشسته است.
لب بسته  ، دردره های سکوت سرگردانم.
من می دانم.
من می دانم.
من می دانم.
جنبش شاخه ای ازجنگلی خبر می دهد
و رقص لرزان شمعی نا توان
ازسنگینی پا برجای هزاران جار خاموش،
در خاموشی نشسته ام .
خسته ام، در هم شکسته ام، دل بسته ام.
احمد شاملو

 

/ 1 نظر / 24 بازدید
marzieh

خیلی قشنگ است[گل][قلب]